تبليغاتX
شاعری از کرمانشاه

شاعری از کرمانشاه

گلچینی ازسروده های مجتبی سپهری


تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com


 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو 
.

BLOGFA.COM

 


به نام خدای بهار  و خزان

خداوند مرگ و خداوند جان

خداوند عشق و خدای امید

خدایی که دارد ز هر سو نشان

به نام خدایی که کین را ز دل
زدود و درونش دوستی بکاشت
خدایی که لوح جبین مرا
به کلک زرین نیکی نگاشت

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 



 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت13:5توسط مجتبی سپهری |

 

   

وا مانده  در راهم، با کولی پریشانی

سرد است وشب هنگام ،در جاده ای طولانی

در سرهزارسودا، برلب هزارنجوا

بادل چه کنم ای داد،عاشق شده پنهانی

دردم نشود درمان الا به وصل یار 

اوعمربهار دارد ومن عمرم زمستانی

عاشق شده ام عاشق،عاشق به روی او

در سرنمی آید،یک لحظه پشیمانی

گر چه ظاهرم پیر است،پژمرده ودلگیراست

اما دردلم شوریست، چون دوران جوانی

 پیری زمن دورشو،هستم زتو بیزار

از راه عمرآمد، نا خوانده به مهمانی

برف شد نشست بر مو،از دیده ببردش سو

آرام بگوشم گفت:انگار تو نادانی

این عشق فراموش کن،پندمرا گوش کن

 دورانت بسرآمد،شاید نمی دانی

دیدم ببست راهم،انگار ته چاهم

این قصه گران آمد، دست بردم به پیشانی

زان گفته شدم فکار،رفتم بکوی یار

پرسید:چه بسر داری،اینگونه حیرانی

خوانم از نگاه تو،هستم دلربای تو

بنشین و خوش باشیم سر کنیم غزلخوانی

گفتم:تو رعنایی،چون نوگل زیبایی

افشا بشد رازم ، حالا توخود دانی

گفتا:توشکرگویی،خوش صوتی و خوش خویی

 یک مویت نمی بخشم برصد یوسف ثانی

از سر پرید خوابم،دیدم در تب وتابم

یک  دستفروش میخواند،به به لیمو عمانی

انگشت بمالیدم برچشم ونالیدم

زان یار نماند باقی هیچ نام ونشانی

پندم بداد در خواب،آن خالق آفتاب

گفتا:که منم باقی ،مابقی همه فانی

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com 

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت0:20توسط مجتبی سپهری | |


سر آغاز  گیتی ،همه  نام او

که گیتی بگردد،به فرمان او

گرفتم رخصت ،که نظم آورم

وزان نظم دلها به بزم آورم

بیارایم پیراهنی از گهر

نیاورده کسی ز آن بهتر

همه تارو پودش ز عطر وعبیر

که ازدیدنش برنابگردد،پیر

نخست تابیدم نخ گل را

بریختم بر آن تنگ مل را

بریستم به مژگان همه تاروپود

به عشقش  نمودم ،مشک اندود

همان تاروپود در هم آمیختم

برآن سیم وزر بیاویختم

قلمی زسیمرغ زدم لاجورد

که از چشم حسودان نگیرد درد

زدم آستینش به رنگ سپهر

به گردن کشیدم همه رنگ مهر

جلودارسینه فیروزه فام

کزو گردد یار بسی شادکام

پرآویزش کردم به بیجاده

همانا زیبا شدو ساده

چو بر تن کردآن بت زیبا

دوچندان  زیبا شد آن دیبا

بگفتا:چنین جامه ای کس ندید

ز این گفته اش دلم آرمید

بگفتم:که عشق او خالق است

چنین پیراهنی ترا لایق است

هنر جام می ز زیبا گرفت

هر آن زیبایی ز خدا گرفت

از این رو زیبا پرستی رواست

که زیبا رویی ز ذات خداست

چنین ماه رویی که او آفرید

ز آن نا امیدان شدند با امید 

اگر چه به من آفرین خواندی

هزار گل ز مهر بر من افشاندی

همه گلها ،هدیه به رخسار تو

که من سر خوشم ز دیدار تو

همه این سخنها عشق اندیشه کرد

که عاقل کی،شاعری پیشه کرد

 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت2:50توسط مجتبی سپهری | |

زلف پریشان ولب خندان وصراحی در دست

دوش یارآمدو ما،از سیر رخسارش مست

مهربانی کردو بزم آراست و می ریخت

قدحی پر کرد زمی داد  به من باده پرست

او شراب عشق ریخت ،ما از کرمش نوشیدیم

از سریاری به بالینم دمی چند نشست

آنچنان غرق شدم در عالم چشمان او

که ازخمارچشم او،چشمان ما شد،مست مست

نغمه ای سر دادو خنیاگری آغازید

دل همه جان شدو دادم بدستش ،دربست

روح به نزد او بودوجسم  انگاری نبود

جان گویی به عمق نغمه هایش پیوست

چه شبی بود خدایا خرده از ما مگیر

چونکه او بودوتوو این عاشق زیبا پرست

 بین ما بودخدا در حلقه ی  زنجیر عشق

آنکه در کون ومکان اول بود،وسط نشست

حائلی گشت و نشت ، ما بین من واو

تا به آن نو گل زیبا نیالایم دست

بس عجب نیست خدا هم زاین میان شد رقیب

هر کسی بالای تو دید،قانون هستی بشکست

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت2:47توسط مجتبی سپهری | |

 

عطردل آویزتنش ریزد به جسم وجان من

پیچد شمیم نفسش در پیکر وروان من

امشب قرار است که او رمز گشایی کند

افشا کند برهمگان،اسرار بی زبان من

میراب دل درراه است ای دل چه غم داری بگو

سرچشمه را پاک کند از دل برد افغان من

باده بنوشم دم به دم ازسرخی لبهای او

پراز حرارت میکند شعر من وبیان من

وای اگردوری کند، با دل مهجور کند

کارد زند بر پیکرم تا عمق استخوان من

اینک منم چشم انتظار،نشسته تا پایان کار

آید برد رنج وستم ازکلبه ی احزان من

امشب وفاداری کند از دل پرستاری کند

گرنکند،تیره کند،روزوشب وجهان من

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت2:44توسط مجتبی سپهری | |

 

امشب میخوام بارون بشم رو سبزه زارای دلت

یه آسمون گل بکارم تودست ناز خوشگلت

دلم میخواد پر بکشم تا بی کران اون چشات

صد تا غزل زنجیر کنم بندازم دورگردنت

امشب میخوای بری سفر،همراهتم تا کهکشون

برات ستاره میارم ،میچینمش دور و برت

امشب میخوام  شاپرک قلبم و بیدار کنم

ترا رو بالاش بزارم بشه یارو همسفرت

اینباراگر  نشد بیام، ولی سپردمت  خدا

دعای کمر بست نوشتم پیچدم دور کمرت

امشب بیاد اون چشات، چشام شده پر از شراب

مگر تو رویا ببینم،صورت ناز خوشگلت

میرم به درگاه خدا،دس به دعا میشم برات

که ازسفر زودی بیای،بشم فدای قدمت

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/mola/00.JPG

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت2:41توسط مجتبی سپهری | |

بعد تو کان غزل خشکیده شد

طعم شیرن عسل ترشیده شد

بعد تو گلها همه خار شدند

بلبل بیچاره هم آواره شد

بعد تو ترانه ها غمگین شدند

واژها به درد و غم آلوده شد

بعد تو کفتر شادی رفت که رفت

فضای سینه  با غم آکنده شد

بعد تو شبها دیگه مهتاب نداشت

بساط ستاره ها بر چیده شد

بعد تو آرزوها حبس شدند

امید هم بی آرزو افسرده شد

بعد تو گل در چمن عشوه نداشت

 قامت سرو بلند خمیده شد

بعد تو خنده به لبها ننشت

صورت آدما رنگ مرده شد

بعد تو انسانیت پر زد و رفت

همه چیز با پول و زر سنجیده شد

بعد تو سادگی حرفی کهنه گشت

واژه بین آدما پیچیده شد

بعد تو صلح وصفا دیگر نماند

عشق و عاشقی مثل افسانه شد

بعد تو آرامش از دنیا رمید

گاهی  سونامی گهی زلزله شد

بعد تو بودن دگر معنی نداشت

آسمان دل چه تار و تیره شد

بعد تو پر چینها حصار شدند

خانه ها تاریک و بی پنجره شد

بعد تو گر چه سیاه شد روزگار

ولی  یادت تو دلم  روزنه شد

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com


 

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت2:35توسط مجتبی سپهری | |



دلم میخواد پر بزنم،  برم به اوج کهکشون

چشای عقاب و قرض کنم،  بگردم دور آسمون

بپرسم از احوال تو، به هر دری در بزنم

حتی روی قله ی قافم ،میرم و سر میزنم

شاید یکی بهم بگه،  جای ترا ای نازنین

نکنه  پنهون شدی، یه گوشه یی روی زمین

اگه  پیدات بکنم، پیچک میشم به قامتت

دیگه نمیزارم بری، دست میگیرم به دامنت

پروانه میشم گرد تو،میشم فدای اون چشات

خودمو زنجیر میکنم ،به هردوپات به هردوپات

آخه بدونه تو دیگه ، لبخند به لبهام نمیاد

زندگی مثل جهنمه، درد و غمام شده زیاد

اگه برگردی دو باره،خزانم عین بهاره

تو شبهای سیاه من، پر میشه ماه وستاره

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت2:32توسط مجتبی سپهری | |


ای مرغ سحر خبر زیاران بگو

زان گلشن و فردوس رضوان بگو

در ملک غربت افتاده  به  خاکیم

زان  دوستان   وجمع مستان بگو

اینجا   همه  گرفتارند و ملول

زان رستگاران ز  زندان بگو

زاهد زهد فروشد وخریدار ریا

زان رستم وزان بابای عریان بگو

در حسرت دیدن لبی خندانم

زان شیرین دهنان لب خندان  بگو

ظاهر بهاریند و بدل پائیزی

زان دلخوشان در زمستان بگو

بر تخت روانند ، ولی چهره عبوس

زان شادان از خار مغیلان بگو

بانگ رحیل برقرار وگوشها همه کر

زان کوچیدگان دست افشان بگو

خود باخته اند به زر و زندگانی

زان دلباختگان به راه یزدان بگو

دلها همه خالی زنوروخاموش

زان هیاهوی روشن دلان بگو

پابند گناه وگریزان ز نیکی

زان دلسوختگان پشیمان بگو

ظاهر همه دوست وبه باطن دشمن

زان مردمان یک دل وزبان بگو

http://www.aftab.ir/lifestyle/images/0c74370e721227304458dc987762d4a3.jpg

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت2:27توسط مجتبی سپهری | |

بیا باز هم بگیریم کامی از عشق

 شویم دیوانه تربا جامی از عشق

بیا سوزیم چو پروانه بر شمع

که  جاویدان بماند نامی از عشق

 

 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

بیا همراه شویم با باد و باران

بیا هم ساز گردیم با بهاران

بیا تا از غم دوران بکاهیم

دمی را سر کنیم با میگساران

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

بیا گشتی زنیم در لاله زاران

بنشینیم لحظه ای با گلعذاران

غنیمت شمریم این لحظه ها را

چو فردا نیستیم در جمع یاران

 

   

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت12:28توسط مجتبی سپهری | |

عاشق زار ،ندیدم به جهان چون مادر
یارغمخوار ، ندیدم به جهان چون مادر
هر چه گشتم واژه یابم همچو نام مادر
 هیچ به کارم نیامد،واژه ای چون مادر

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت2:0توسط مجتبی سپهری | |


در بهار آرزوها کامتان شیرین  باد
 زیر سقف دلنوازی پر گل ونقشین  باد
شاد باشید همه عمر دور زهر رنج وستم
یکی انگشترشود ،آن دیگری نگین باد
گر بپرسید ز فلک طالع ما چیست ؟بگو
گویدش نقش خوش آمد، خیرتان در این باد
وصف خوشحالی این وصلت نگنجد در کلام
هدیه ی من  برگ سبزیست  طبعتان نارین  باد


http://i2.tinypic.com/oqh944.gif
تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com   

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت21:55توسط مجتبی سپهری | |

مرحم زخم دلم ،رخساره ی تابان تو ست
قبله گاه هر شبم،بت کده ی جانان توست
آن سر آغاز و پایان که گفتند همگان
از ازل تا به ابد در چشمه ی پنهان توست
گر که بستی پر بالم زان کمند گیسوانت
خوش از آنم هست و نیستم جملگی فرمان توست
عاشقی سوخته دلم ،ای به فدایت هم جان
سوختنم از دیدن زیبایی چشمان توست
سوختم پروانه وار گرد رخ پرناز تو
این همه شوردرون از عشق بی پایان توست
سر خوشم بی می و پیما نه ،نه جای عجب است
 چونکه این بلبل ،غزلخوان  گل خندان توست

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com 

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت23:21توسط مجتبی سپهری | |


  سروی وهم سوسنی ،هم سنبلی، همچون گلی


  ماهی و هم شاهی ومقصود هر چشم و دلی


  قبله گاهی ،خانقاهی ،دیری وهم مسجدی


  مرشدی و پیری و حلال هر مشکلی


  ما خمار روی تو،چون ذرّه افتاده به خاک


  تو شراب هستی وفریاد رس جان و دلی


  شوق دیدارت به کرد سرگشته ام، رخ بنما


  غرق این دریای هستی شده ام تو ساحلی


  یک نظر زآن گوشۀ چشمت جهان را کافیست


  تا بر اندازی و بر سازی ز نو هر محفلی 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت21:51توسط مجتبی سپهری | |

 

چرا ای نازنین از ما گسستی؟

زما بگریختی وتنها نشستی

نشاید غم بدل مهمان گردد

چو امروز هستی و فردا نهستی

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت19:14توسط مجتبی سپهری | |

کاش میشدهمچو باران بوسه بر مام وطن زد


یا که همچون شاهبازی گشت بر بام وطن زد


کاش میشد همچو آرش جان در راه وطن داد


یا که سر  دفتر عشق را همه با نام وطن زد
  

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت2:48توسط مجتبی سپهری | |



 
همچو پاییزبرگ وبارم چیدورفت

ناله های جان گدازم دید و رفت


گفتمش :جانم، مرو، جانم تویی


بر نگاهم خنده ای پاشید و رفت


ای دریغا !باغبان عمر من 


تا دم آخر مرا پا یید ورفت


تشنه ای وا مانده بودم در کویر


ابر رحمت برسر م بارید و رفت


نور عشقش، چون مسیحا نفسی


بر تن بیجان من ، تابید و رفت


گرد مهرش چون قمرگردان بودم


از چه رو از ما برید، رنجید و رفت


آن همه جورو جفا از ما بدید


ماست کرد و با زبان مالید و رفت


سیل اشکم شد روان ، او پا دوان


 از ستمهای زمان نالید و رفت


 
آه ندانستم چه خبط کردم که او

دست گرمش بر تنم سایید ورفت


 
آنکه آغوشش چو مهر تابنده بود

عاقبت در دامنم چائید و رفت


رفتنش بار گران بر دل نهاد


 بی نشان و بی ص
دا خوابیدو رفت 

 
زندگی با او چوعشق بود وامید

خوشبحالش ، بذر عشق پاشید ورفت

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت23:54توسط مجتبی سپهری | |



باز امشب با فغان هر دم صدایت میکنم

اشک ریزان از ته قلبم  دعایت  میکنم

کوچ کردی از برم رفتی به درگاه خدا

خاطرت جمع گفته هایت را رعایت میکنم

در نگاه رفته ات دنبال شعری تازه ام

واژه ای پیدا نشد،جانم فدایت میکنم

مادر خوبم برفتی عکس تو در دل من

نقش بسته تا ابد دايم  نگاهت میکنم

تو بودی سنگ صبورم ای دریغا همه عمر
بعد تو درد دلم با شب حکا یت میکنم
من رضایم به رضایت ای خدای مهربان

دل تنگم زین سبب هر دم شکایت می کنم


تقدم به مادرانی که چهره به نقاب خاک کشیدند
تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت21:22توسط مجتبی سپهری | |

 
ز این مردم چنان دلخونم ای دوست

 که گویی زین جهان بیرونم ای دوست

 درون خلوتم آتشفشان ا ست

به چشم مردمان خاموشم ای دوست


تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت17:8توسط مجتبی سپهری | |


عمری دویدیم ،در این دیر خراب

روزی طلبیدم وبت و تنگ شراب

پایان سخن،چو در خاکیم همگان

توفیر چه کند،نان جوین، یا  کباب


تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comباری زگنه بدوش وبی یک ثواب

صبح را به شب دوخته وشب را خواب

انگار که مرگی نباشد در پی

منکر شده ایم قیامت و روز حساب

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com


+نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت21:46توسط مجتبی سپهری | |


http://i38.tinypic.com/4he64l.jpg

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت20:4توسط مجتبی سپهری | |

 

به هرکس که نظر کردم غمی داشت

درون سینه اش یک عالم داشت

یکی نالد زدرد بی وفایی

یکی رنج غریبی و جدایی

یکی خواند چو بلبل از غم یار

یکی چون شمع سوزد در شب تار

یکی پروانه وار سوزد به یک شب

یکی حیران خال کنج یک لب

یکی فرهاد شود از عشق شیرین

یکی بوسه زند بر لب خونین

یکی منصور گردد برسردار

یکی ضحاک شود در کوی و بازار

یکی خنجر خورد از پشت ز یارش

یکی پابند زلفان نگارش

یکی از بدهی پا بفرار است

یکی زندانی مهر نگار است

یکی رخ زرد ز رنج دیگران است

یکی پولدار و دایم نگران است

یکی از روز اول بی پدر گشت

یکی از مادرش هم بی خبر گشت

یکی در کنج زندانها بنالد

یکی به مال این دنیا ببالد

یکی در حسرت عمر گذشته

یکی در کشتی سکان شکسته

منم گویم که کاش مادر نمیزاد

مرا این همه رنج وغم نمی داد

نبود از من دگر نام و نشانی

نمیکرد یار به من نا مهربانی

منهم حالا نبودم وارث رنج

نبودم مات این بازی شطرنج




تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت23:20توسط مجتبی سپهری | |

 

تیغ خورشید بر لب بامی بود

هاله ای از عمر ما را مینمود

 بلبل عشق در  چمنزارهای عمر

غزل آخر خود را می سرود 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت1:46توسط مجتبی سپهری | |


 

   کاش میشد بوسه بر آن ساغر مینا زنم

   دست گمراه دل را بر دست آن بینا زنم

   کاش میشد این تن خستۀ سودا زاده را

   از کویر منیّت دور و ره دریا زنم

   کاش میشد می شکستم بت لرزان درون

   با سرشتی نو درون قالبی پویا زنم

   کاش میشد حرف زیبای دوست دارم

   با صداقت رخ برخ با آن رخ زیبا زنم

 

لب ساقي مرا حالي دگر داد 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت1:58توسط مجتبی سپهری | |


ميرسد نوروز خوش

ميگذرد مغرور از سد زمان
در رکابش سوسن و سرو چمن

دست افشان پاي کوبان ، خندان

از سد سرد زمان

ميگذرد

قدمش خير مبارک بادا

گر چه هست سفره ي ما 

سرخ و خونين

ز اشک ديده

مرغ شادي هم ز ما رنجيده

لب من دوخته به ظلم

در کناري خاموش

پيک پيروز بهاران بيا

مقدمت خوش

مبارک بادا      


كودك فقير


تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت17:47توسط مجتبی سپهری | |

 

دو باره درچمنزار سبزه رویید           

نسیم باد به دور غنچه گردید              

دوباره دست افشان پای کوبان             

گل آلاله با پیچک رقصید                  

دوباره بوی روز نو ز هر سو             

میان دشت وصحرها پیچید                  

دو باره اشک لاله در صحرگاه             

 زگلهای شقایق بوسه میچید                   

دوباره روزگار نو بیامد                     

   به بخت تیره ی من باز خندید                  

دوباره حسرت دیدار آن یار                 

 سرشک گشت وبه دشت گونه غلطید        

دو باره خاطرات تلخ وشیرین               

سبکبال آمد ودر ذهن چرخید                

دوباره دشت سرخ سینۀ من                 

پر از غبار آه و ناله گردید                  

دوباره مرغ جانم مویه سرکرد              

 زگلبانگش گل شادی رنجید                   

دوباره خاطراتم را نوشتم                    

که آویزان کنم بر شاخۀ بید                   

تو ای باد صبا بگو به یارم                   

  چگونه میتوان ،نادیده را دید؟                  

بگفت باد صبا: با چشم دل بین               

خدا را کی توان باچشم سر دید؟              

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com           

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت20:7توسط مجتبی سپهری | |

 

زارو پریشان آمدم

سر در گریبان آمدم

افتان و خیزان آمدم

سوی تو جانان آمدم

 

رسوا چو مجنون گشته ام

محصور چو هامون گشته ام

نالان چو کارون گشته ام

گریان چو باران آمدم

 

ذکر سحرگاهم تویی

هم می وهم جامم تویی

مستی پنهانم تویی

نگر چو مستان آمدم

 

مخزن اسرار تویی

آگه به هر کار تویی

شفای بیمار تویی

بی یار و بیمار آمدم

 

ای سروری بر کائنات

آگه زهرمورونبات

رویت زرویم بر متاب

نزد تو مهمان آمدم

 

ذکروکلام هر شبم

بنگر که در سوزو تبم

آبی رسان تو بر لبم

تشنۀ احسان آمدم

 

همچون سپند بر آتشم

مدهوشم وفریاد کشم

بشنو طنین دلکشم

مست و غزلخوان آمدم

 

ما را دلی باشدچو خاک

محتاج به مهر تابناک

از دوریت گشته هلاک

جانم پی جان آمدم

 

نظر کنم بر آسمان

بر این جهان بیکران

جز تو ندیدم هیچ نشان

سویت چو پیکان آمدم

 

صورتگر ماه وسپهر

دستم بگیر از سر مهر

دورم کن از جادو سحر

سرمست ز آن کان آمدم

 

گرماه من باشم تومهر

سروی بیارایم زشعر

سر بر کشد تا به سپهر

نشئه ز آن خوان آمدم

 تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت20:47توسط مجتبی سپهری | |

 

              ماییم واین دل زار،در شوره زار گرفتار

              از عرش به فرش رسیدیم، رانده شدیم ز گلزار

              افسوس وفا نداشتیم، بذر ثنا نکاشتیم

              عهد و وفا شکستیم، رانجانده شد دل یار

              چون کشتی شکسته،بر خاک وگلِ نشسته

               گم کرده راه خویشیم،در بحر غم گرفتار

               ایمان فروختیم به زر،از همه بد و بدتر

               گوهر انسانیت،گم شد در این کارزار

               اسیر کالبد خویش،دایم فکار و پریش

               در دشت غم دوانیم،سوار نفس بد کار

               یک مشت پوست وخونیم, در ووادی جنونیم

               بر سر ما فرو ریخت, کوهی بشکل آوار

               روزی که عمر سر آید، عجل ز در در آید

               قصه به آخر رسد، نقطه ،پایان کار

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت17:0توسط مجتبی سپهری | |


 کژدم کینه چو در دل خانه کرد

 روح وجسم وجان را ویرانه کرد
 گر که خواهی پاد زهرش زنی
 زهر کین از جان شیرین بر کنی
 بگذر از این مردمان کج مدار
 کج مداران را سپار بر روزگار
 گر به چشم دل نظر بر خاک کنی
 لحظه ای با فکر باز پرواز کنی
 عمر ما چون رودی در گذر است
 قعر گوری آخراین سفر است
 آنچه میماند زما به یادگار
 نام نیکی است گر بماند ماندگار

  تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

+نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت23:35توسط مجتبی سپهری | |

 

ما تشنگان عشقم، رهوار کوی  دلبر

                            داریم پیاله در دست،بر گرد خوان سرور

شاید ز یک بوسه،شاید زیک لبخند

                           بر ما کرم نماید، لبهایمان کند تر

خمار خمر یاریم،نالان و بی قراریم

                         نصیب ما بگردان،یک جرعه آب کوثر

ای صاحب کرامت،عشق تو گشته عادت

                        گر لغزشی زما هست،بگذر زما بگذر

ای مهر تابنده رو،پایان هر آرزو

                        جز تو امید نداریم،بنگر به ما بنگر

خزان عمر رسیده،شادی زما رمیده

                      ای یاور عاشقان،جوانی رفته از سر

پیر رخ تو گشتیم،از رود عمر گذشتیم

                     تا درگهت رسیدیم،جان رفته بود ز پیکر

جان نزد یار هست ما،بی سر و بی دست وپا

                   گشتیم خاک ره دوست،راحت شدیم ز این دهر       

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com 

+نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت14:37توسط مجتبی سپهری | |