|
عمرما روزی به سر خواهد رسید
همه ی عمر دوید م تا رسم درگه دوست دوست در پی ما بود و ما غافل زدوست درخیالم هر چه دارم همه از آن من است لیک ندانستم که هر چه زمن است، نیززاوست
دلم خواهد... دلم خواهد فقط با تو نشینم شب و روز روی ماهت را ببینم دلم خواهد که اندر این گلستان گل عشق از کمالاتت بچینم طبیب قلب بیمارم خوش از آنم که دلدارم تویی تو طبیب قلب بیمارم تویی تو ندارم غیر وصلت آرزویی که عشق وهم تمنایم تویی تو |
About![]()
Home
|